<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رویاهایت بهترین قدرت توست</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/</link>
<description>                                                  پائولو كوئليو</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 12 May 2009 15:28:50 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تولدت مبارک مهسا</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Verdana color=#8b0000 size=4&gt;&lt;IMG height=566 src=&quot;http://www.zarcone.it/public/Image/happy_birthday_06.jpg&quot; width=443&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Verdana color=#8b0000 size=4&gt;لطيف است حس آغازي دوباره،&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Verdana color=#8b0000 size=4&gt;&lt;BR&gt;و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...&lt;BR&gt;و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!&lt;BR&gt;و چه اندازه شيرين است امروز...&lt;BR&gt;روز ميلاد...&lt;BR&gt;روز تو!&lt;BR&gt;روزي که تو آغاز شدي!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 15:28:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آهنگر</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;SPAN&gt;آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,176,80)&quot;&gt;همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;.</description>
<pubDate>Thu, 07 May 2009 15:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>kasramahsa</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در حسرت یک سیب</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>شب، تند تند به گلابي گاز ميزنم تا به مرحله بحران ( زماني که همراه ميشه با عدم کنترل دفع مايعات) نرسيدم مسواکم رو بردارم و برم دستشويي. سيب خوش رنگ و تراش توي زير دستي بدجوري چشمک ميزنه معلومه خوب رسيده و ترش و پر آبه ولي نمي تونم صبر کنم و زمان بگذارم براي خوردنش اينقدر هم تو پاهام جوني احساس نمي کنم که برم دستشويي و برگردم سيبم رو بخورم و دوباره برم دندونهام رو مسواک کنم پس به ناچار و در حسرت خوردنش بي خيالش مي شم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از خواب مي پرم. کورمال کورمال دست ميندازم ساعت رو نگاه مي کنم ساعت 1:45 دقيقه صبح ه. سعي مي کنم دوباره بخوام ولي هرچي سعي مي کنم نميشه. بهتره يه کاري بکنم شايد خواب به چشمام بياد بلند ميشم ميشينم، چشمم به سيب مذکور ميفته و آتش هوس گاز زدنش دوباره تو دلم زبونه مي کشه. چقدر تشنه مه و هيچي مثل اين سيب آبدار ِ ترش مزه نمي تونه راضيم کنه فقط کافيه دستم رو دراز کنم تا تو دستم قرار بگيره ولي يادم مي افته دندون هام مسواک شده است و خوردن سيب تمام زحماتم رو ضايع مي کنه بايد حواسم رو پرت کنم ازش، لپ تاپ رو روشن مي کنم ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام زمان باقي مونده از وقت خوابيدن رو خوابهاي آشفته مي بينم. شايد دليلش همون هوس سرکوب شده باشه. با خستگي از خواب بلند مي شم از زير چشم نگاهم به سيب مي افته. هنوز همون جاست و هم چنان هوسناک براي گاز زدن... ولي ديگه نمي خوامش، برام بي اهميته. يک شب در حسرتش بودن سيرابم کرده.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 May 2009 15:34:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پائولو کوئلیو به الهام از مولانا در کتابهایش اعتراف کرد</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P align=justify&gt;پائولو کوئليو نويسنده برزيلي از علاقه اش به اسلام و مولانا و تأثيرات آن بر آثارش سخن گفت و به تأثيرپذيري از آثار جلال الدين مولوي اعتراف کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;به گزارش فارس، کوئليو که تا به امروز آثار پرفروشي چون کيمياگر، مکتوب، کوه پنجم، يازده دقيقه، ساحره پورتوبلو و ... را در کارنامه ادبي اش دارد در مصاحبه با مجله فوروارد سوريه از علاقه اش به اسلام و تأثيرات آن بر آثارش ياد مي کند. &lt;BR&gt;به اعتقاد اين نويسنده دستورات عرفاني اسلام بسيار قابل تأمل و بررسي است. &lt;BR&gt;از ديدگاه او زندگي تمامي انسانها همانند مسيري که براي زيارت پيموده مي شود، بايد مورد بررسي قرار گيرد و اين مفهومي است که در افکار و ديدگاههاي عارفان اسلامي بسيار ديده مي شود؛ چراکه در زندگي آنان نشانه هايي وجود دارند که ما را براي رسيدن به مقصد کمک مي کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;پائولو کوئليو نويسنده برزيلي، به سامان رسيدن «کيمياگر» و بسياري از آثار منتشر شده اش را تحت تأثير عوالم عرفاني و آثار جلال الدين رومي اعلام کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;اين نويسنده که عميقاً تحت تأثير آثار و اشعار جلال الدين رومي قرار دارد دراين باره معتقد است که بخش زيادي از کتاب کيمياگر و ظهير را تحت تأثير اين شخصيت و آثار او به رشته تحرير در آورده است. &lt;BR&gt;به اعتقاد کوئليو نگرش و ديدگاه رومي به دقت و روشني در آثارش مطرح شده و آموزه هاي بسياري در آثار او به چشم مي خورد که همگي نشانه هوشمندي و درايت رومي در خلق اين آثار است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 16:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم گرفته</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بــود.&lt;br /&gt;وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مناسب انجام نشد. دختـــری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیـــست انداخت و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می تواند وارد شود. مرد وارد شد و آنجا ماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کار شما تروریسم خالص است! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت: آن مــــــرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و کار و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی ما را به هم زده. از وقتی که رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چشم هایشان نگاه می کند...به درد و دلشان می رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می کنند.هم را در آغوش می کشند و می بوسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوزخ جای این کارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی رامش قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی... خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 17:17:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جانانه بسکن</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>ای آخرین مهمان این می‌خانه، بشکن&lt;BR&gt;ای نقطه‌ی پایان این افسانه، بشکن&lt;BR&gt;بشکن حریم شوم این بت‌خانه، بشکن&lt;BR&gt;تا نشکنی پیمان خود با خانه، بشکن&lt;BR&gt;جانانه بشکن، رندانه بشکن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای خسته از زنجیر جهل و فتنه، بشکن&lt;BR&gt;ای در کنار چشمه، مانده تشنه، بشکن&lt;BR&gt;بشکن حدیث تلخ پشت و دشنه، بشکن&lt;BR&gt;تا نشکنی در خویشتن، این فتنه بشکن&lt;BR&gt;جانانه بشکن، رندانه بشکن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ای قرن‌ها زندانی تقدیر، بشکن&lt;BR&gt;تقدیر را با ضربه‌ی تدبیر بشکن&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;بشکن فسون این غل و زنجیر، بشکن&lt;BR&gt;بشکن ستون خانه‌ی تزویر، بشکن&lt;BR&gt;جانانه بشکن، رندانه بشکن!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 15:47:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>from lams</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=336 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/5ByP1i52VkS5cfgyCauxmg44820/GW500H336&quot; width=500 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;EMBED src=http://widget.wetpaintserv.us/wiki/lams/page/%D9%BE%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88+%DA%A9%D9%88%D8%A6%D9%84%DB%8C%D9%88/widget/youtubevideo/1051666164 width=450 height=370 type=application/x-shockwave-flash wmode=&quot;transparent&quot;&gt;&lt;/EMBED&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=486 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/Nejk7HqZDYbsDJsRNy2x4A89841/GW300H486&quot; width=300 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=6&gt;Paulo Coelho London 2007&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;EMBED src=http://widget.wetpaintserv.us/wiki/lams/page/%D9%BE%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88+%DA%A9%D9%88%D8%A6%D9%84%DB%8C%D9%88/widget/youtubevideo/1369956767 width=455 height=376 type=application/x-shockwave-flash wmode=&quot;transparent&quot;&gt;&lt;/EMBED&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=249 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/G1tla9HH5hqsrj6f46gTXg51415/GW160H249&quot; width=160 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;یک چوپان همیشه شانسِ خود را با گرگ وبیابان می آزماید&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;و همین موجبِ هیجانِ زندگیش می شود&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=173 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/7DM4WNAngTLMlhicTBlG1A66073/GW186H173&quot; width=186 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;چوپانها به گوسفندانِ شان وابسته می شوند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;اگر یک زمان آنها را رها می کرد ناراحت می شودند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;فکر کرد اینجا من میانِ گنج و گوسفندانم مانده ام&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;باید بینِ چیزی که به آن عادت کرده بود&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وچیزی که می خواست&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;یکی را انتخاب می کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;پسر از آزادیِ باد دچارِ حسادت شد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;و دید که خودِ اوهم می تواند به همین اندازه آزاد باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچ چیز جز خودش مانع نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;گوسفندان دخترِتاجرومراتع فقط درمسیرِسرنوشتِ اومثلِ پله بودند&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=138 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/5TG2AfchaezU9hfFYhqbyw23484/GW191H138&quot; width=191 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هنگامی که شانس به مانزدیک می شود ماهم بایدازآن بهره بگیریم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;همچنان که او می خواهد به ما کمک کند ماهم باید به او کمک کنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;ملک صدیق به اوگفته بود &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;همیشه باید بدانی که چه می خواهی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هرلطفی که ندیده گرفته شود نوعی کفران است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;حالا که ازخوبیِ امکاناتم خبردارم بیشترازگذشته&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;احساسِ ناراختی می کنم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا حالا میدانم چه کارهایی را میتوانم ولی نمی خواهم انجام دهم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=240 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/E0yBcOiZU0rmuf9FrgFCUA40300/GW320H240&quot; width=320 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;به دلت گوش بده همه چیز را می داند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا از روحِ جهان است و روزی هم به آن بازمی گردد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هرگزتوانِ فرارازدلت را نداری &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;پس بهتراست به آنچه می گوید گوش دهی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;با این کارهرگزمجبورنیستی ازیک ضربهء ناخواسته درهراس باشی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=237 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/CNniDKhVa6bU9e4IxTACNQ302896/GW318H237&quot; width=318 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;گرچه گاهی شکایت می کنم علتش این است که من قلبِ یک انسانم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وقلبِ مردم چنین است مردم ازدنبال کردنِ رؤیاهای خود می ترسند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا احساس می کنند شایستهء آن یا قادر به رسیدن به آنها نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;ما قلبها از فکرِ دوستداشتن درهراسیم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;می ترسیم که برای همیشه از دست برود&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;یا از لحظاتی که می تواند خوب باشد ولی خوب نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;و یا ازگنجهای که ممکن است پیدا شوند ولی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;تا ابد در زیرِ شِن ها پنهان می مانند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا وقتی چنین چیزهای اتفاق می افتد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;ما به طورِ وحشتناکی رنج می بریم&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=276 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/B5c2f83GzDHfTQXI84SNNg9844/GW300H276&quot; width=300 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;به دلت بگو ترس از رنج از خودِ رنج بد تر است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وهیچ دلی هنگامِ جستجوی رؤیاهایش رنج نخواهد برد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا هرثانیهء جستجو برخوردِ دومی با خدا و ابدیت است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=367 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/PeOY0IkOODM2bGlRXnzEdQ32569/GW480H367&quot; width=480 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هرچه بخواهید انجام دهید وقتی واقعاً آن را خواسته باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;آرزوی شما در روحِ کیهانی ریشه می گیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وآن معموریتِ شما در روی زمین است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;روحِ جهان هم ازشادیِ مردم تغذیه می کند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وهم ازغم وغبطه وحسادتِ آنها&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;شناختِ سرنوشت تنها تعهدِ فرد است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;سرنوشتِ هر فرد همان چیزیست که همیشه می خواسته انجام دهد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;هنگامی که خواسته ای دارید تمامِ کیهان برای کمک به&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;برآورده شدنِ آن آرزوی شما باهم همکاری می کنند&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=700 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/Fs3xVte3so3dY6inlGwNFg641266/GW457H700&quot; width=457 align=bottom&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;هرکس در روی زمین گنجی دارد که درانتظارِ اوست&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;قلبِ ما مردم کمتر دربارهء گنج ها سخن می گوید&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیرا مردم دیگردرجستجوی گنج نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;ما از آنها فقط با کودکان صحبت می کنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;اغلبِ مردم جهان را مکانی تهدید آمیز می دانند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;وچون چنین می اندیشند جهان هم بی شک&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;با آنها چنین رفتار خواهد کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;دنیا فقط جنبهء دیدنی خدا ست&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;کاری که کیمیاگرمی کند تکاملِ معنوی را&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;با سطحِ مادی برخورد می دهد&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=346 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/lSOZIXclhhZLTLO3zOxbgw215621/GW500H346&quot; width=500 align=bottom&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;او در گرد بادِ حوادث محکم و پا برجاست&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG title=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; height=355 alt=&quot;پائولو کوئلیو - لمس&quot; src=&quot;http://image.wetpaint.com/image/1/r0SM9PMpQ5mOngWT7go85w89646/GW526H355&quot; width=526 align=bottom&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 14:48:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم کوئلیو</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پائولو درسال‌ 1988، کتاب‌ کاملا متفاوتی‌ نوشت‌ &lt;A href=&quot;http://www.caravan.ir/BookDetails.aspx?BookId=71&amp;CategoryId=2&quot;&gt;کیمیاگر&lt;/A&gt;. این‌ کتاب‌ کاملاً نمادین‌ بود و کلیه‌ی‌ مط‌العات‌ یازده‌ ساله‌ی‌ پائولو را درباره‌ی‌ کیمیاگری‌، در قالب‌ داستانی‌ استعاری‌ خلاصه‌ می‌کرد. اول‌ فقط‌ 900 نسخه‌ از این‌ کتاب‌ فروش‌ رفت‌ و ناشر، امتیاز کتاب‌ را به‌ پائولو برگرداند&lt;/STRONG&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;در ماه‌ مه‌ 2000، پائولو به‌ ایران‌ سفر کرد. او اولین‌ نویسنده‌ی‌ غیرمسلمانی‌ بود که‌ بعد از انقلاب‌ سال‌ 1357، به‌ ایران‌ سفر می‌کرد. اواز سوی‌ مرکز بین‌المللی‌ گفت‌ و گوی‌ تمدن‌ها، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، و ناشر ایرانی‌اش‌ (کاروان‌) دعوت‌ شده‌ بود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;STRONG&gt;پائولو كوئليو&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; در سال 2003 نیز یک رکورد جهانی دیگر را به نام خود رقم زد: او&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; در یک نشست، کتاب هایش را به 53 زبان برای خوانندگانش از سراسر جهان امضا&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;روز چهارشنبه 15 اکتبر سال 2008، پائولو کوئلیو دیپلم رکورد جهانی گینس را به عنوان نویسنده ی زنده ای که یک اثر او به بیشترین تعداد زبان ها منتشر شده است، دریافت کرد&lt;/STRONG&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پائولو كوئليو&lt;STRONG&gt; که کتاب هایش از پر فروش ترین کتاب های بیست سال گذشته در تمام&lt;/STRONG&gt;&lt;/B&gt;&lt;STRONG&gt; جهان بوده است، از پدیده های پایان قرن بیستم به شمار می‌رود&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخی‌ او را کیمیاگر واژه‌ها می‌دانند و برخی‌ دیگر، پدیده‌ای‌ عامه‌پسند. اما درهر حال‌، پائولو كوئليو یکی‌ از تاثیرگذارترین‌ نویسندگان‌ قرن‌ حاضر است‌  .خوانندگان‌ بی‌شمار او از 150 کشور، فارغ‌ ازفرهنگ‌ و اعتقادات‌ خود، اورا نویسنده‌ی‌ مرجع‌ دوران‌ ما کرده‌اند. کتاب‌های‌ اوبه‌ 56 زبان‌ ترجمه‌ شده‌اند و جدای‌ ازآن‌ که‌ همواره‌ در فهرست‌ کتاب‌های‌ پرفروش‌ بوده‌اند، درتمام‌  ط‌ول‌ دوران‌ ظ‌هور او، مورد بحث‌ و جدل‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ قرار داشته‌اند.&lt;BR&gt;افکار، فلسفه‌ و موضوعات‌ مط‌رح‌ شده‌ درآثار او، بر ذهن‌ میلیون‌ها خواننده‌ای‌ تاثیر گذاشته‌ است‌ که‌ به‌ دنبال‌ یافتن‌ راه‌ خویش‌، و روش‌های‌ تازه‌ برای‌ درک‌ جهان‌ هستند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 15:34:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>   </title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tblDetail cellSpacing=5 cellPadding=2 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کتاب نیوز: زهیر، آخرین کتاب &quot; پائولو کوئلیو &quot; که در هشتم اسفند ماه 1383 منتشر شده بود، پس از گذشت یکسال و فروش 40 هزار نسخه در قطع جیبی نیز منتشر شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش مهر، تا کنون 40 هزار نسخه از این کتاب به فروش رفته و هم اکنون قطع جیبی این کتاب همزمان با سالروز انتشار آن در اسفند ماه 1384 منتشر و توزیع می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کتاب های پائولوکوئلیو که یکی از پرخواننده ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان امروز است، تا به حال به 56 زبان ترجمه شده و بیش از 50 میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش رفته است و جدای از آن که همواره در فهرست کتاب های پر فروش بوده اند، در تمام طول دوران ظهور او ، مورد بحث و جدل اجتماعی و فرهنگی قرار داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ازویژگیهای کتاب زهیر می توان به این نکته اشاره کرد که اولین بار است که کتابی ازنویسنده ای غیر ایرانی قبل از دیگرکشورها در ایران منتشر می شود و شمارگان اولیه این کتاب در جهان هشت میلیون نسخه است، ضمن اینکه در طول یکسال 40  هزارنسخه فارسی آن به فروش رسیده است .&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 16:25:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پائولو کوئلیو</title>
<link>http://7dream.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>پائولو كوئليو، يكي ‌از پرخواننده ‌ترين ‌، و تاثيرگذارترين نويسندگان ‌امروز است‌. &lt;BR&gt;هيات‌ داوران‌ جايزه‌ي‌ بامبي‌ آلمان‌، سال‌ 2001&lt;BR&gt;برخي‌ او را كيمياگر واژه‌هامي‌دانند و برخي‌ ديگر، پديده‌اي‌ عامه‌پسند. اما در هر حال‌، كوئليو يكي‌ از تاثيرگذارترين‌ نويسندگان‌ قرن‌ حاضر است. خوانندگان‌ بي‌شمار او از 150 كشور، فارغ‌ ازفرهنگ‌ و اعتقادات‌ خود، اورا نويسنده‌ي‌ مرجع‌ دوران‌ ما كرده‌اند. كتاب‌هاي‌ اوبه‌ 56 زبان‌ ترجمه‌ شده‌اند و جداي‌ ازآن‌ كه‌ همواره‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ بوده‌اند، درتمام‌ ط‌ول‌ دوران ظهور او، مورد بحث‌ و جدل‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ قرار داشته‌اند. افكار، فلسفه‌ و موضوعات‌ مط‌رح‌ شده‌ درآثار او، بر ذهن‌ ميليون‌ها خواننده‌اي‌ تاثير گذاشته‌ است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ يافتن‌ راه‌ خويش‌، و روش‌هاي‌ تازه‌ براي‌ درك‌ جهان‌ هستند&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;زندگي‌نامه‌&lt;BR&gt;پائولو كوئليو در سال‌ 1947، درخانواده‌اي‌ متوسط‌ به‌ دنيا آمد. پدرش‌ پدرو، مهندس‌ بود و مادرش‌، ليژيا، خانه‌دار. درهفت‌ سالگي‌، به‌ مدرسه‌ي عيسوي‌هاي‌ سن‌ ايگناسيو درريودوژانيرو رفت‌ و تعليمات‌ سخت‌ و خشك مذهبي‌، تاثير بدي‌ بر او گذاشت‌. اما اين‌ دوران‌ تاثير مثبتي‌ هم‌ براو داشت. او در راهروهاي‌ خشك‌ مدرسه‌ي‌ مذهبي‌، آرزوي‌ زندگي‌اش‌ رايافت. مي‌خواست‌ نويسنده‌ شود.&lt;BR&gt;درمسابقه‌ي‌ شعر مدرسه‌، اولين‌ جايزه‌ي‌ ادبي‌ خود را گرفت. مدتي‌ بعد، براي‌ روزنامه‌ي‌ ديواري‌ مدرسه‌ي‌ خواهرش سونيا، مقاله‌اي‌ نوشت‌ كه‌ آن‌ مقاله‌ هم‌ جايزه‌ گرفت‌.&lt;BR&gt;اما والدين‌ پائولو براي‌ آينده‌ي‌ پسرشان‌ نقشه‌هاي‌ ديگري‌ داشتند. مي‌خواستند مهندس‌ شود. پس‌، سعي‌ كردند شوق‌ نويسندگي‌ را در اواز بين ببرند. اما فشار آن‌ها، و بعد آشنايي‌ پائولو باكتاب‌ مدار راس‌السرط‌ان‌ اثر هنري ميلر، روح‌ طغيان‌ را در اوبرانگيخت‌ و باعث‌ روي‌ آوردن‌ او به‌ شكستن‌ قواعد خانوادگي‌ شد. پدرش‌ رفتار اورا ناشي‌ ازبحران‌ رواني‌ دانست‌. همين‌ شد كه‌ پائولو تا هفده‌ سالگي‌، دوبار دربيمارستان‌ رواني‌ بستري‌ شد و بارها تحت‌ درمان‌ الكتروشوك‌ قرار گرفت‌.&lt;BR&gt;كمي‌ بعد، پائولو با گروه‌ تاتري‌ آشنا شد و همزمان‌، به‌ روزنامه‌نگاري‌ روي‌ آورد. ازنظ‌ر ط‌بقه‌ي‌ متوسط‌ راحت‌ط‌لب‌ آن‌ دوران‌، تاتر سرچشمه‌ي‌ فساد اخلاقي‌ بود. پدر و مادرش‌ كه‌ ترسيده‌ بودند، قول‌ خود را شكستند. گفته‌ بودند كه‌ ديگر پائولو رابه‌ بيمارستان‌ رواني‌ نمي‌فرستند، اما براي‌ بار سوم‌ هم‌ او رادر بيمارستان‌ بستري‌ كردند. پائولو، سرگشته‌ترو آشفته‌تراز قبل‌، از بيمارستان‌ مرخص‌ شد و عميقا در دنياي‌ دروني‌ خود فرو رفت‌. خانواده‌ي‌ نوميدش‌، نظ‌ر روان‌پزشك‌ ديگري‌ را خواستند. روان‌پزشك‌ به‌ آن‌هاگفت‌ كه‌ پائولو ديوانه‌ نيست‌ و نبايد دربيمارستان‌ رواني‌ بماند. فقط‌ بايد ياد بگيرد كه‌ چه‌گونه‌ با زندگي‌ روبه‌رو شود. پائولو كوئليو، سي‌ سال‌ پس‌ ازاين‌ تجربه‌، كتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد رانوشت‌.&lt;BR&gt;پائولو خود مي‌گويد : ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، درسال‌ 1998 در برزيل‌ منتشر شد. تا ماه‌ سپتامبر، بيش‌تر 1200 نامه‌ي‌ الكترونيكي‌ و پستي‌ دريافت‌ كردم‌ كه‌ تجربه‌هاي‌ مشابهي‌ را بيان‌ مي‌كردند. در اكتبر، بعضي‌ از مسايل‌ مورد بحث‌ دراين‌ كتاب‌ ــ افسردگي‌، حملات‌ هراس‌، خودكشي‌ ــ در كنفرانسي‌ ملي‌ مورد بحث‌ قرار گرفت‌. در 22 ژانويه‌ي‌ سال‌ بعد، سناتور ادواردو سوپليسي‌، قطعاتي‌ ازكتاب‌ مرا دركنگره‌ خواند و توانست‌ قانوني‌ را به‌ تصويب‌ برساند كه‌ ده‌ سال‌ تمام‌، دركنگره‌ مانده‌ بود: ممنوعيت‌ پذيرش‌ بي‌رويه‌ي‌ بيماران‌ رواني‌ در بيمارستان‌ها. &lt;BR&gt;پائولو پس‌ ازاين‌ دوران‌، دوباره‌ به‌ تحصيل‌ روي‌ آورد و به‌ نظ‌ر مي‌رسيد مي‌خواهد راهي‌ راادامه‌ دهد كه‌ پدر و مادرش‌ برايش‌ درنظ‌ر گرفته‌اند. اما خيلي‌ زود، دانشگاه‌ را رها كرد و دوباره‌ به‌ تاتر روي‌ آورد. اين‌ اتفاق‌ در دهه‌ي‌ 1960 روي‌ داد، درست‌ زماني‌ كه‌ جنبش‌ هيپي‌، درسراسر جهان‌ گسترده‌ بود. اين‌ موج‌ جديد، در برزيل‌ نيز ريشه‌ دواند و رژيم‌ نظ‌امي‌ برزيل‌، آن‌ را به‌ شدت‌ سركوب‌ كرد. پائولو موهايش‌ را بلند مي‌كرد و براي‌ اعلام‌ اعتراض‌، هرگز كارت‌ شناسايي‌ به‌ همراه‌ خود حمل‌ نمي‌كرد. شوق‌ نوشتن‌، اورا به‌ انتشار نشريه‌اي‌ واداشت‌ كه‌ تنها دو شماره‌ منتشر شد.&lt;BR&gt;در همين‌ هنگام‌، رائول‌ سي‌شاس‌ آهنگساز، ازپائولو دعوت‌ كرد تا شعر ترانه‌هاي‌ او را بنويسد. اولين‌ صفحه‌ي‌ موسيقي‌ آن‌هابا موفقيت‌ چشمگيري‌ روبه‌رو شد و 500000 نسخه‌ از آن‌ به‌ فروش‌ رفت‌. اولين‌ بار بود كه‌ پائولو پول‌ زيادي‌ به‌ دست‌ مي‌آورد. اين‌ همكاري‌ تا سال‌ 1976، تا مرگ‌ رائول‌ ادامه‌ يافت‌. پائولو بيش‌ ازشصت‌ ترانه‌ نوشت‌ و با هم‌ توانستند صحنه‌ي‌ موسيقي‌ راك‌ برزيل‌ را تكان‌ بدهند.&lt;BR&gt;در سال‌ 1973، پائولو و رائول‌، عضو انجمن‌ دگرانديشي‌ شدند كه‌ بر عليه‌ ايدئولوژي‌ سرمايه‌داري‌ تاسيس‌ شده‌ بود. به‌ دفاع‌ ازحقوق‌ فردي‌ هر شخص‌ پرداختند و حتا براي‌ مدتي‌، به‌ جادوي‌ سياه‌ روي‌ آوردند. پائولو تجربه‌ي‌ اين‌ دوران‌ رادر كتاب‌ والكيري‌ها به‌ روي‌ كاغذ آورده‌ است‌. در اين‌ دوران‌، انتشار &quot;كرينگ‌ ـ ها&quot; راشروع‌ كردند. &quot;كرينگ‌ ـ ها&quot;، مجموعه‌اي‌ از داستان‌هاي‌ مصور آزادي‌خواهانه‌ بود. ديكتاتوري‌ برزيل‌، اين‌ مجموعه‌ را خرابكارانه‌ دانست‌ و پائولو و رائول‌ را به‌ زندان‌ انداخت‌. رائول‌ خيلي‌ زود آزاد شد، اما پائولو مدت‌ بيش‌تري‌ درزندان‌ ماند، زيرا او رامغز متفكر اين‌ اعمال‌ آزادي‌خواهانه‌ مي‌دانستند. مشكلات‌ او به‌ همان‌ جا ختم‌ نشد; دوروز پس‌ ازآزادي‌اش‌، دوباره‌ در خيابان‌ بازداشت‌ شد و اورا به‌ شكنجه‌گاه‌ نظ‌امي‌ بردند. خود پائولو معتقد است‌ كه‌ باتظ‌اهر به‌ جنون‌ و اشاره‌ به‌ سابقه‌ي‌ سه‌ بار بستري‌اش‌ در بيمارستان‌ رواني‌، ازمرگ‌ نجات‌ يافته‌ است‌. وقتي‌ شكنجه‌گران‌ در اتاقش‌ بودند، شروع‌ كرد به‌ خودش‌ را زدن‌، و سرانجام‌ از شكنجه‌ي‌ اودست‌ كشيدند و آزادش‌ كردند. &lt;BR&gt;اين‌ تجربه‌، اثر عميقي‌ بر او گذاشت‌. پائولو دربيست‌ و شش‌ سالگي‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ كافي‌ &quot;زندگي‌&quot; كرده‌ و ديگر مي‌خواهد &quot;ط‌بيعي‌&quot; باشد. شغلي‌ دريك‌ شركت‌ توليد موسيقي‌ به‌ نام‌ پلي‌گرام‌ يافت‌ و همان‌ جا با زني‌ آشنا شدكه‌ بعد بااو ازدواج‌ كرد. در سال‌ 1977 به‌ لندن‌ رفتند. پائولو ماشين‌ تايپي‌ خريد و شروع‌ به‌ نوشتن‌ كرد. اما موفقيت‌ چنداني‌ به‌ دست‌ نياورد. سال‌ بعد به‌ برزيل‌ برگشت‌ و مديراجرايي‌ شركت‌ توليد موسيقي‌ ديگري‌ به‌ نام‌ سي‌بي‌سي‌ شد. اما اين‌ شغل‌ فقط‌ سه‌ ماه‌ ط‌ول‌ كشيد. سه‌ ماه‌ بعد، همسرش‌ ازاو جدا شد و از كارش‌ هم‌ اخراجش‌ كردند. بعد بادوستي‌ قديمي‌ به‌ نام‌ كريستينا اويتيسيكا آشنا شد. اين‌ آشنايي‌ منجر به‌ ازدواج‌ آن‌هاشد و هنوز باهم‌ زندگي‌ مي‌كنند. اين‌ زوج‌ براي‌ ماه‌ عسل‌ به‌ اروپا رفتند و درهمين‌ سفر، ازاردوگاه‌ مرگ‌ داخائو هم‌ بازديد كردند. &lt;BR&gt;در داخائو، اشراقي‌ به‌ پائولو دست‌ داد و در حالت‌ اشراق‌، مردي‌ راديد. دوماه‌ بعد، دركافه‌اي‌ در آمستردام‌، باهمان‌ مرد ملاقات‌ كرد و زمان‌ درازي‌ بااو صحبت‌ كرد. اين‌ مرد كه‌ پائولو هرگز نامش‌ را نفهميد، به‌ اوگفت‌ دوباره‌ به‌ مذهب‌ خويش‌ برگردد و اگر هم‌ به‌ جادو علاقه‌مند است‌، به‌ جادوي‌ سفيد روي‌ بياورد. همچنين‌ به‌ پائولو توصيه‌ كرد جاده‌ي‌ سانتياگو (يك‌ جاده‌ي‌ زيارتي‌ دوران‌ قرون‌ وسطي‌) را طي كند. پائولو، يك‌ سال‌ بعد از اين‌ سفر زيارتي‌، درسال‌ 1987، اولين‌ كتابش‌ خاط‌رات‌ يك‌ مغ‌ رانوشت‌. اين‌ كتاب‌ به‌ تجربيات‌ پائولو درط‌ول‌ اين‌ سفر مي‌پردازد و به‌ اتفاقات‌ خارق‌العاده‌ي‌ زيادي‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ در زندگي‌ انسان‌هاي‌ عادي‌ رخ‌ مي‌دهد. يك‌ ناشر كوچك‌ برزيلي‌ اين‌ كتاب‌ راچاپ‌ كرد و فروش‌ نسبتا خوبي‌ داشت‌، اما با اقبال‌ كمي‌ ازسوي‌ منتقدان‌ روبه‌رو شد. &lt;BR&gt;پائولو درسال‌ 1988، كتاب‌ كاملا متفاوتي‌ نوشت‌: كيمياگر. &lt;BR&gt;اين‌ كتاب‌ كاملا نمادين‌ بود و كليه‌ي‌ مط‌العات‌ يازده‌ ساله‌ي‌ پائولو را درباره‌ي‌ كيمياگري‌، در قالب‌ داستاني‌ استعاري‌ خلاصه‌ مي‌كرد. اول‌ فقط‌ 900 نسخه‌ از اين‌ كتاب‌ فروش‌ رفت‌ و ناشر، امتياز كتاب‌ را به‌ پائولو برگرداند. پائولو دست‌ ازتعقيب‌ رويايش‌ نكشيد. فرصت‌ دوباره‌اي‌ دست‌ داد: با ناشر بزرگ‌تري‌ به‌ نام‌ روكو آشنا شدكه‌ از كار اوخوشش‌ آمده‌ بود. &lt;BR&gt;درسال‌ 1990، كتاب‌ بريدا رامنتشر كرد كه‌ در آن‌، درباره‌ي‌ عط‌اياي‌ هر انسان‌ صحبت‌ مي‌كرد. اين‌ كتاب‌ با استقبال‌ زيادي‌ مواجه‌ شد و باعث‌ شد كيمياگر وخاط‌رات‌ يك‌ مغ‌ نيز دوباره‌ مورد توجه‌ قرار بگيرند. درمدت‌ كوتاهي‌، هرسه‌ كتاب‌ در صدر فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ برزيل‌ قرار گرفت‌. كيمياگر، ركورد فروش‌ تمام‌ كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ نشر برزيل‌ راشكست‌ و حتا نامش‌ دركتاب‌ ركوردهاي‌ گينس‌ نيز ثبت‌ شد. در سال‌ 2002، معتبرترين‌ نشريه‌ي‌ ادبي‌ پرتغالي‌ به‌ نام‌ ژورنال‌ د لتراس‌، اعلام‌ كرد كه‌ فروش‌ كيمياگر، ازهر كتاب‌ ديگري‌ در تاريخ‌ زبان‌ پرتغالي‌ بيش‌تر بوده‌ است‌. &lt;BR&gt;در ماه‌ مه‌ 1993، انتشارات‌ هارپر كالينز، كيمياگر رابا تيراژ اوليه‌ي‌ 50000 نسخه‌ منتشر كرد. در روز افتتاح‌ اين‌ كتاب‌، مدير اجرايي‌ انتشارات‌ هارپر كالينز گفت‌: &quot;پيدا كردن‌ اين‌ كتاب‌، مثل‌ آن‌ بود كه‌ آدم‌ صبح‌ زود، وقتي‌ همه‌ خوابند، برخيزد و ط‌لوع‌ خورشيد رانگاه‌ كند. كمي‌ ديگر، ديگران‌ هم‌ خورشيد راخواهند ديد.&quot; ده‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2002، مدير اجرايي‌ هارپركالينز به‌ پائولو نوشت‌: &quot; كيمياگر به‌ يكي‌ ازمهم‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ نشر ماتبديل‌ شده‌ است‌.&quot;&lt;BR&gt;موفقيت‌ كيمياگر درايالات‌ متحده‌، آغاز فعاليت‌ بين‌المللي‌ پائولو بود. تهيه‌كنندگان‌ متعددي‌ از هاليوود، علاقه‌ي‌ زيادي‌ به‌ خريد امتياز ساخت‌ فيلم‌ از روي‌ اين‌ كتاب‌ نشان‌ دادند و سرانجام‌، شركت‌ برادران‌ وارنر درسال‌ 1993، اين‌ امتياز راخريد .&lt;BR&gt;پيش‌ از انتشار كيمياگر درامريكا، چند ناشر كوچك‌ دراسپانيا و پرتغال‌، آن‌ را منتشر كرده‌ بودند. اما اين‌ كتاب‌ تاسال‌ 1995، در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ اسپانيا قرار نگرفت‌. هفت‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2001، اتحاديه‌ي‌ ناشران‌ اسپانيا اعلام‌ كرد كه‌ كيمياگر ازپرفروش‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ اسپانياست‌. ناشر اسپانيايي‌ پائولو (پلنتا)، در سال‌ 2002 مجموعه‌ي‌ آثار كوئليو رامنتشر كرد. فروش‌ آثار كوئليو درپرتغال‌، بيش‌ ازيك‌ ميليون‌ نسخه‌ بوده‌ است‌. در سال‌ 1993، مونيكا آنتونس‌ كه‌ از سال‌ 1989، بعد ازخواندن‌ اولين‌ كتاب‌ كوئليو بااو همكاري‌ مي‌كرد، بنگاه‌ ادبي‌ سنت‌ جوردي‌ را در بارسلون‌ تاسيس‌ كرد تابه‌ نشر كتاب‌هاي‌ پائولو نظ‌م‌ ببخشد. در ماه‌ مه‌ همان‌ سال‌، مونيكا كيمياگر رابه‌ چندين‌ ناشر بين‌المللي‌ معرفي‌ كرد. اولين‌ كسي‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ را پذيرفت‌، ايويند‌ هاگن‌، مدير انتشارات‌ اكس‌ ليبرس‌ از نروژ بود. كمي‌ بعد، آن‌ كارير، ناشر فرانسوي‌ براي‌ مونيكا نوشت‌: &quot;اين‌ كتاب‌ فوق‌العاده‌ است‌ و تمام‌ تلاشم‌ را مي‌كنم‌ تا در فرانسه‌ موفق‌ شود.&quot;&lt;BR&gt;در سپتامبر سال‌ 1993، كيمياگر درصدر كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ استراليا قرار گرفت‌. در آوريل‌ سال‌ 1994، كيمياگر درفرانسه‌ منتشر شد و بااستقبال‌ عالي‌ منتقدان‌ و خوانندگان‌ مواجه‌ شد و درفهرست‌ پرفروش‌ها قرار گرفت‌. كمي‌ بعد، كيمياگر پرفروش‌ترين‌ كتاب‌ فرانسه‌ شد و تاپنج‌ سال‌ بعد، جاي‌ خود را به‌ كتاب‌ ديگري‌ نداد. بعد از موفقيت‌ خارق‌العاده‌ در فرانسه‌، كوئليو راه‌ موفقيت‌ را درسراسر اروپا پيمود و پديده‌ي‌ ادبي‌ پايان‌ قرن‌ بيستم‌ دانسته‌ شد. از آن‌ هنگام‌، هريك‌ ازكتاب‌هاي‌ پائولو كوئليو كه‌ در فرانسه‌ منتشر شده‌، بي‌درنگ‌ پرفروش‌ شده‌ است‌. حتا دريك‌ دوره‌، سه‌ كتاب‌ كوئليو هم‌زمان‌ در فهرست‌ ده‌ كتاب‌ پرفروش‌ فرانسه‌ قرار داشت‌. &lt;BR&gt;انتشار كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌ در سال‌ 1994، موفقيت‌ بين‌المللي‌ پائولو راتثبيت‌ كرد. دراين‌ كتاب‌، پائولو درباره‌ي‌ بخش‌ مادينه‌ي‌ وجودش‌ صحبت‌ كرده‌ است‌. در سال‌ 1995، كيمياگر درايتاليا منتشر شد و فروش‌ بي‌نظ‌يري‌ داشت‌. سال‌ بعد، پائولو دوجايزه‌ي‌ مهم‌ ادبي‌ ايتاليا، جايزه‌ي‌ بهترين‌ كتاب‌ سوپر گرينزا كاور، و جايزه‌ي‌ بين‌المللي‌ فلايانو رادريافت‌ كرد. در سال‌ 1996، انتشارات‌ ابژتيواي‌ برزيل‌، حق‌ امتياز كتاب‌ كوه‌ پنجم‌ را خريد و يك‌ ميليون‌ دلار پيش‌پرداخت‌ داد. اين‌ رقم‌، بالاترين‌ مبلغ‌ پيش‌پرداختي‌ است‌ كه‌ تا كنون‌ به‌ يك‌ نويسنده‌ي‌ برزيلي‌ پرداخت‌ شده‌ است‌. همان‌ سال‌، پائولو نشان‌ شواليه‌ي‌ هنر و ادب‌ رااز دست‌ فيليپ‌ دوس‌ بلازي‌، وزير فرهنگ‌ فرانسه‌ دريافت‌ كرد. &quot;.دوس‌ بلازي‌ دراين‌ مراسم‌ گفت‌: &quot;تو كيمياگر هزاران‌ خواننده‌اي‌. كتاب‌هاي‌ تومفيدند، زيرا توانايي‌ ما را براي‌ رويا ديدن‌، و شوق‌ ما را براي‌ جست‌ و جو تحريك‌ مي‌كنند&lt;BR&gt;پائولو درسال‌ 1996، به‌ عنوان‌ مشاور ويژه‌ي‌ برنامه‌ي‌ &quot;همگرايي‌ روحاني‌ و گفت‌ و گوي‌ بين‌ فرهنگ‌ها&quot; برگزيده‌ شد. همان‌ سال‌، انتشارات‌ ديوگنس‌ آلمان‌، كيمياگر رامنتشر كرد. نسخه‌ي‌ نفيس‌ آن‌ شش‌ سال‌ تمام‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ نشريه‌ي‌ اشپيگل‌ قرار داشت‌ و در سال‌ 2002، تمام‌ ركوردهاي‌ فروش‌ آلمان‌ را شكست‌.&lt;BR&gt;در نمايشگاه‌ بين‌ المللي‌ فرانكفورت‌ سال‌ 1997، ناشران‌ پائولو با همكاري‌ انتشارات‌ ديوگنس‌ و موسسه‌ي‌ سنت‌ جوردي‌، يك‌ ميهماني‌ به‌ افتخار پائولو كوئليو برگزار كردند و در آن‌، انتشار سراسري‌ و بين‌المللي‌ كتاب‌ كوه‌ پنجم‌ را اعلام‌ كردند. درماه‌ مارس‌ 1998، نمايشگاه‌ بزرگي‌ در پاريس‌ برگزار شد و كوه‌ پنجم‌، به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌، و توسط‌ ناشران‌ كشورهاي‌ مختلف‌، منتشر شد. پائولو هفت‌ ساعت‌ تمام‌ مشغول‌ امضا كردن‌ كتاب‌هايش‌ بود. همان‌ شب‌، ميهماني‌ بزرگي‌ به‌ افتخار اودر موزه‌ي‌ لوور برگزار شد كه‌ مشاهير سراسر جهان‌، درآن‌ ميهماني‌ شركت‌ داشتند. پائولو در سال‌ 1997، كتاب‌ مهمش‌ كتاب‌ راهنماي‌ رزم‌آور نور را منتشر كرد. اين‌ كتاب‌، مجموعه‌اي‌ ازافكار فلسفي‌ اوست‌ كه‌ به‌ كشف‌ رزم‌آور نور درون‌ هر انسان‌ كمك‌ مي‌كند. اين‌ كتاب‌، تاكنون‌ كتاب‌ مرجع‌ ميليون‌ها خواننده‌ شده‌ است‌. اول‌، بومپياني‌، ناشر ايتاليايي‌ آن‌ را منتشر كرد كه‌ با استقبال‌ زيادي‌ مواجه‌ شد.&lt;BR&gt;در سال‌ 1998، باكتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، به‌ سبك‌ روايي‌ داستان‌سرايي‌ بازگشت‌ و مورد استقبال‌ منتقدان‌ ادبي‌ قرار گرفت‌. درژانويه‌ي‌ سال‌ 2000، اومبرتو اكو، فيلسوف‌، نويسنده‌ و منتقد ايتاليايي‌، درمصاحبه‌اي‌ با نشريه‌ي‌ فوكوس‌ گفت‌: &quot;من‌ از آخرين‌ رمان‌ كوئليو خوشم‌ آمد. تاثير عميقي‌ بر من‌ گذاشت‌.&quot; و سينئاد اوكانر، درهفته‌نامه‌ي‌ ساندي‌ اينديپندنت‌، گفت‌: &quot;ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد ، شگفت‌انگيزترين‌ كتابي‌ است‌ كه‌ خوانده‌ام‌.&quot; پائولو درسال‌ 1998، تور مسافرتي‌ موفقي‌ را پشت‌ سر گذاشت‌. در بهار به‌ ديدار كشورهاي‌ آسيايي‌ رفت‌ و در پائيز، از كشورهاي‌ اروپاي‌ شرقي‌ ديدن‌ كرد. اين‌ سفر از استانبول‌ آغاز و به‌ لاتويا ختم‌ شد. در ماه‌ مارس‌ سال‌ 1999، نشريه‌ي‌ ادبي‌ لير، پائولو كوئليو رادومين‌ نويسنده‌ي‌ پرفروش‌ جهان‌، درسال‌ 1998 اعلام‌ كرد. &lt;BR&gt;در سال‌ 1999، جايزه‌ي‌ معتبر كريستال‌ را از انجمن‌ جهاني‌ اقتصاد دريافت‌ كرد و داوران‌ اعلام‌ كردند: &quot; پائولو كوئليو، بااستفاده‌ از كلام‌، پيوندي‌ ميان‌ فرهنگ‌هاي‌ متفاوت‌ برقرار كرده‌، كه‌ اورا سزاوار اين‌ جايزه‌ مي‌سازد.&quot; در سال‌ 1999، دولت‌ فرانسه‌، نشان‌ لژيون‌ دونور را به‌ اواهدا كرد. همان‌ سال‌، پائولو كوئليو باكتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد درنمايشگاه‌ كتاب‌ بوئنوس‌ آيرس‌ شركت‌ كرد. رسانه‌هاشگفت‌زده‌ شدند، درميان‌ آن‌ همه‌ نويسندگان‌ برجسته‌ي‌ امريكاي‌ لاتين‌، استقبالي‌ كه‌ از پائولو كوئليو بود، بي‌نظ‌يربود. مط‌بوعات‌ نوشتند: &quot;مسئولاني‌ كه‌ از 25 سال‌ پيش‌ در اين‌ نمايشگاه‌ كتاب‌ كار مي‌كرده‌اند، ادعا مي‌كنند كه‌ هرگز چنين‌ استقبالي‌ نديده‌اند، حتا درزمان‌ حيات‌ بورخس‌. خارق‌ العاده‌ بود.&quot; مردم‌ ازچهار ساعت‌ پيش‌ از شروع‌ مراسم‌، پشت‌ درهاي‌ نمايشگاه‌ تجمع‌ كردند و مسوولان‌ نمايشگاه‌ اجازه‌ دادند كه‌ آن‌ روز، نمايشگاه‌ به‌ ط‌وراستثنا چهار ساعت‌ ديرتر تعط‌يل‌ شود.&lt;BR&gt;در ماه‌ مه‌ 2000، پائولو به‌ ايران‌ سفر كرد. او اولين‌ نويسنده‌ي‌ غيرمسلماني‌ بود كه‌ بعد از انقلاب‌ سال‌ 1357، به‌ ايران‌ سفر مي‌كرد. اواز سوي‌ مركز بين‌المللي‌ گفت‌ و گوي‌ تمدن‌ها، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، و ناشر ايراني‌اش‌ (انتشارات كاروان‌) دعوت‌ شده‌ بود. پائولو با انتشارات‌ كاروان‌ قرارداد همكاري‌ بست‌ و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ ايران‌ معاهده‌ي‌ بين‌المللي‌ كپي‌رايت‌ را امضا نكرده‌ است‌، اواولين‌ نويسنده‌اي‌ بود كه‌ رسما ازايران‌ حق‌ التاليف‌ دريافت‌ مي‌كرد. پائولو هرگز تصورش‌ را نمي‌كرد كه‌ درايران‌، باچنين‌ استقبال‌ گرمي‌ روبه‌رو شود. فرهنگ‌ ايران‌ كاملا با فرهنگ‌ غرب‌ متفاوت‌ بود. هزاران‌ خواننده‌ي‌ ايراني‌ در كنفرانس‌ها و مراسم‌ امضاي‌ كتاب‌ اوشركت‌ كردند.&lt;BR&gt;در ماه‌ سپتامبر همان‌ سال‌، رمان‌ شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌، همزمان‌ در ايتاليا، پرتغال‌، برزيل‌ و ايران‌ منتشر شد. در همان‌ زمان‌، پائولو اعلام‌ كرد كه‌ ازسال‌ 1996، به‌ همراه‌ همسرش‌، كريستينا اويتيسيكا، موسسه‌ي‌ پائولو كوئليو را به‌ منظ‌ور حمايت‌ از كودكان‌ بي‌سرپرست‌ و سالمندان‌ بي‌خانمان‌ برزيلي‌، تاسيس‌ كرده‌ است‌. &lt;BR&gt;كتاب‌ شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌ در سال‌ 2001 در بسياري‌ از كشورهاي‌ جهان‌ منتشر شد و در سي‌ كشور درصدر كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ قرار گرفت‌. در سال‌ 2001، پائولو، جايزه‌ي‌ بامبي‌، يكي‌ ازمعتبرترين‌ و قديمي‌ترين‌ جوايز ادبي‌ آلمان‌ رادريافت‌ كرد. ازنظ‌ر هيات‌ داوران‌، ايمان‌ پائولو به‌ اين‌ كه‌ سرنوشت‌ و سرانجام‌ هر انسان‌، اين‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ در اين‌ دنياي‌ تاريك‌، به‌ يك‌ رزم‌آور نور تبديل‌ شود، پيامي‌ بسيار عميق‌ و انساني‌ است‌. &lt;BR&gt;در اوايل‌ سال‌ 2002، پائولو براي‌ اولين‌ بار به‌ چين‌ سفر كرد و شانگهاي‌، پكن‌ و نانجينگ‌ را ديد. در 25 جولاي‌ سال‌ 2002، پائولو به‌ عضويت‌ فرهنگستان‌ ادب‌ برزيل‌ انتخاب‌ شد. هدف‌ اين‌ فرهنگستان‌ كه‌ در ريودوژانيرو مستقر است‌، حفاظ‌ت‌ از فرهنگ‌ و زبان‌ برزيل‌ است‌. دو روز بعد ازاعلام‌ اين‌ انتخاب‌، پائولو سه‌ هزار نامه‌ي‌ تبريك‌ از سوي‌ خوانندگانش‌ دريافت‌ كرد و مورد توجه‌ تمام‌ مط‌بوعات‌ كشور قرار گرفت‌. وقتي‌ از خانه‌اش‌ بيرون‌ آمد، صدها نفر جلو خانه‌اش‌ جمع‌ شده‌ بودند و اورا تشويق‌ كردند. هرچند ميليون‌ها خواننده‌، شيفته‌ي‌ پائولو هستند، اما اوهمواره‌ مورد انتقاد منتقدان‌ ادبي‌ بوده‌ است‌. انتخاب‌ او به‌ عضويت‌ فرهنگستان‌ برزيل‌، در حقيقت‌ نقض‌ نظ‌ر اين‌ منتقدان‌ بود.&lt;BR&gt;در ماه‌ سپتامبر سال‌ 2002، پائولو به‌ روسيه‌ سفر كرد و به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير قرار گرفت‌. پنج‌ كتاب‌ او، همزمان‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ قرار داشت‌. شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌، كيمياگر، كتاب‌ راهنماي‌ رزم‌آور نور، و كوه‌ پنجم‌. در مدت‌ دو هفته‌، بيش‌ از 250000 نسخه‌ از كتاب‌هاي‌ او در روسيه‌ به‌ فروش‌ رفت‌. مدير كتابفروشي‌ ام‌.د.كا اعلام‌ كرد: &quot;ماهرگز اين‌ همه‌ آدم‌ رانديده‌ بوديم‌ كه‌ براي‌ امضا گرفتن‌ از يك‌ نويسنده‌، جمع‌ شده‌ باشند. ما قبلا مراسم‌ امضاي‌ كتاب‌ براي‌ آقاي‌ بوريس‌ يلتسين‌ و آقاي‌ گورپاچف‌ و حتا آقاي‌ پوتين‌ برگزار كرده‌ بوديم‌، اما با اين‌ همه‌ استقبال‌ مواجه‌ نشده‌ بود. باورنكردني‌ است‌.&quot;&lt;BR&gt;در اكتبر سال‌ 2002، پائولو جايزه‌ي‌ هنر پلانتاري‌ را از باشگاه‌ بوداپست‌ در فرانكفورت‌ دريافت‌ كرد و بيل‌ كلينتون‌، پيام‌ تبريكي‌ براي‌ او فرستاد. پائولو همواره‌ از حمايت‌ بي‌دريغ‌ و گرم‌ ناشرانش‌ برخوردار بوده‌ است‌. اما موفقيت‌ او به‌ كتاب‌هايش‌ محدود نمي‌شود. او درزمينه‌هاي‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ ديگر نيز موفق‌ بوده‌ است‌. كيمياگر تاكنون‌ توسط‌ ده‌هاگروه‌ تاتر حرفه‌اي‌ در پنج‌ قاره‌ي‌ جهان‌، به‌ روي‌ صحنه‌ رفته‌ است‌ و ساير آثار وي‌ همچون‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌، و شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌ نيز تاكنون‌ بر صحنه‌ي‌ تاتر موفق‌ بوده‌اند. پديده‌ي‌ &quot;پائولو كوئليو&quot; به‌ همين‌ جا ختم‌ نمي‌شود. وي‌ همواره‌ مورد توجه‌ مط‌بوعات‌ است‌ و از مصاحبه‌ دريغ‌ ندارد. همچنين‌، به‌ ط‌ور هفتگي‌، ستون‌هايي‌ در روزنامه‌هاي‌ سراسر جهان‌ مي‌نويسد كه‌ بخشي‌ از اين‌ ستون‌ها، در كتاب‌ مكتوب‌ گرد آمده‌اند. در ماه مارس‌ 1998، اوشروع‌ به‌ نوشتن‌ مقالات‌ هفتگي‌ در روزنامه‌ي‌ برزيلي‌ &quot;اوگلوبو&quot; كرد. موفقيت‌ اين‌ مقالات‌ چنان‌ بود كه‌ روزنامه‌هاي‌ كشورهاي‌ ديگر نيز براي‌ انتشار آن‌هاعلاقه‌ نشان‌ دادند. تاكنون‌ مقالات‌ او در نشريات‌ &quot;كورير دلا سرا&quot; (ايتاليا)، &quot;تا نئا&quot; (يونان‌)، &quot;توهورن‌&quot; (آلمان‌)، &quot;آنا&quot; (استوني‌)، &quot;زويركيادلو)) (لهستان‌)، &quot;ال‌ اونيورسو&quot; (اكوادور)، &quot;ال‌ ناسيونال‌&quot; (ونزوئلا)، &quot;ال‌ اسپكتادور&quot; (كلمبيا)، &quot;رفرما&quot; (مكزيك‌)، &quot;چاينا تايمز&quot; (تايوان‌)، و &quot;كامياب‌&quot; (ايران‌)، منتشر شده‌ است‌.
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;يكي‌ از ترانه‌هايي‌ كه‌ پائولو كوئليو سروده‌ است‌:&lt;BR&gt;من‌ ده‌ هزار سال‌ پيش‌ به‌ دنيا آمدم‌.&lt;BR&gt;روزي‌، درخيابان‌، درشهر،&lt;BR&gt;پيرمردي‌ را ديدم‌، نشسته‌ برزمين‌،&lt;BR&gt;كاسه‌ي‌ گدايي‌ درپيش‌، ويولوني‌ در دست‌،&lt;BR&gt;رهگذران‌ باز مي‌ماندند تا بشنوند، &lt;BR&gt;پيرمرد سكه‌هارا مي‌پذيرفت‌، سپاس‌ مي‌گفت‌،&lt;BR&gt;و آهنگي‌ سرمي‌داد،&lt;BR&gt;و داستاني‌ مي‌سرود،&lt;BR&gt;كه‌ كمابيش‌ چنين‌ بود:&lt;BR&gt;من‌ ده‌ هزار سال‌ پيش‌ به‌ دنيا آمدم‌&lt;BR&gt;و دراين‌ دنيا هيچ‌ چيز نيست‌&lt;BR&gt;كه‌ قبلا نشناخته‌ باشم&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2009 10:14:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7dream&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>7dream</dc:creator>
<guid>http://7dream.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
