تبليغاتX
رویاهایت بهترین قدرت توست

رویاهایت بهترین قدرت توست

پائولو كوئليو

چند حكايت از پائولوكوئيلو

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه او

فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند

ديگري گفت:موافقم ..اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم

وقتي به قله رسيدند ، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها

را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت: مي بيني؟ بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم

ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند.

مرشدمي گويد:تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند


رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اين عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد

پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم،

 غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست


مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود

مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم

مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟

مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني

زائوچي در مورد اين داستان مي گويد :

خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك كند 


مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند

زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است

او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه  وقت و زحمت بيشتري برده است ، همان پول گلدان ساده را مي گيري؟

فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است


نجار زندگيمان باشيم

نجار پيري خود را براي بازنشسته شدن آماده مي كرد
يك روز او با صاحبكار خود موضوع را درميان گذاشت
پس از روزهاي طولاني وكار كردن و زحمت كشيدن، حالا او به استراحت نياز داشت و براي پيدا كردن زمان اين استراحت ميخواست تا او را از كار بازنشسته كنند
صاحب كار او بسيار ناراحت شد وسعي كرد او را منصرف كند، اما نجار بر حرفش و تصميمي كه گرفته بود پافشاري كرد
سرانجام صاحب كار درحالي كه با تأسف با اين درخواست موافقت ميكرد، از او خواست تا به عنوان آخرين كار، ساخت خانه اي را به عهده بگيرد
نجار در حالت رودربايستي، پذيرفت درحاليكه دلش چندان به اين كار راضي نبود
پذيرفتن ساخت اين خانه برخلاف ميل باطني او صورت گرفته بود
براي همين مواد اوليه نامرغوبي تهيه كرد و به سرعت و بي دقتي، به ساختن خانه مشغول شد و به زودي كار را تمام كرد
او صاحبكار را از اتمام كار باخبر كرد
صاحب كار براي دريافت كليد آخرين كار به آنجاآمد

زمان تحويل كليد، صاحب كار آن را به نجاربازگرداند و گفت: اين خانه هديه ايست از طرف من به تو به خاطرسالهاي همكاري
نجار، يكه خورد و بسيار شرمنده شد
در واقع اگر او ميدانست كه خودش قراراست در اين خانه ساكن شود، لوازم و مصالح بهتري تهيه مي كرد و تمام مهارتي كه داشت براي ساخت آن بكار مي برد
يعني كار را به صورت ديگري پيش ميبرد

اين داستان ماست

ما زندگيمان را ميسازيم. هر روز ميگذرد
گاهي كمترين توجهي به آنچه كه ميسازيم نداريم،پس در اثر يك شوك و اتفاقي غيرمترقبه ميفهميم كه مجبوريم در همين ساخته ها زندگي كنيم
اگر چنين تصوري داشته باشيم، تمام سعي خود رابراي ايمن كردن شرايط زندگي خود ميكنيم. فرصت ها از دست مي روند و گاهي بازسازي آنچه ساخته ايم، ممكن نيست
شما نجار زندگي خود هستيد و روزها چكشي هستندكه بر يك ميخ از زندگي شما كوبيده ميشود
يك تخته در آن جاي ميگيرد و يك ديوار برپاميشود
مراقب سلامتي خانه اي كه براي زندگي خود ميسازيد باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05ساعت 13:51  توسط کسری  | 

در دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي؛

رسا، سرويس شهرستان ها ـ عرفان پائولو كوئيلو در هفتادو يكمين حلقه علمي حكمت دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي نقد و بررسي شد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا در مشهد، سي و سومين مقاله از مقالات پژوهشگران حلقه علمي حكمت دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي با عنوان "عرفان پائولوكوئيلو در معنويت كيمياگر" در نشست روز گذشته اين دفتر مورد نقد و بررسي قرار گرفت.

بنابراين گزارش ، حجت الاسلام جلالي از اساتيد حوزه علميه مشهد در جمع پژوهشگران حلقه علمي حكمت دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي، از مهمترين دلايل رويكرد جوانان به آثار پائولوكوئيلو را بيان مفاهيم عرفاني در قالب زيبا و جذاب عنوان کرد.

وي افزود: پائولو با ارائه زيباي مفاهيم عرفاني مانند پيروي از نشانه ها، بازگشت به خود، هجرت، استاد و عشق مخاطبان بسياري از فرهنگ ها و آيين هاي مختلف را جذب نموده است ؛ چرا كه اينها مفاهيمي هستند كه در نهاد هر انساني وجود دارد و تقريبا در تمام نحله هاي فكري و جوامع مختلف مورد توجه مي باشند.

حجت الاسلام جلالي آثار پائولوكوئيلو را داراي چند خطر دانست و توضيح داد : او روش مطرح نكرده است و علاقه‌اي هم به ارائه روش ندارد. از سويي خطر هدفي او را تهديد مي كند و آن خدا نداشتن در آثار اوست. او دچار التقاط گرديده و در "كيمياگر" برجسته ترين اثر او اين امر مشهود است.

وي گفت: مخاطبان آثار پائولوكوئيلو دينداران عموم و جوان سرگردان هستند.

اين کارشناس و پژوهشگر مذهبي تصريح کرد : دو راه برخورد با اين گونه عرفان هاي نوظهور وجود دارد راه ايجابي و راه سلبي كه برخورد سلبي را بايد به حكومت واگذار كرد و خواست تا اجازه نفوذ هر نوع كتاب با هر روش و هدفي در پيكره جامعه داده نشود.

وي راه مناسب را در برخورد ايجابي ذکر کرد و خاطر نشان کرد: در آثار ديني ما و از جمله قرآن كريم ، خداوند در ارائه مفاهيم و آموزه ها ،بسيار از داستان بهره گرفته است که خود نشانگر اهميت و تاثيرگذاري اين قالب هنري است.

حجت الاسلام جلالي داستان كيمياگر را برگرفته ازداستان هاي مثنوي دانست و گفت: پائولو با بهره گيري از يكي از داستان هاي مثنوي معنوي ما موفق به نگارش كيمياگر شده است. داستان هاي مثنوي خود منبع ارزشمندي جهت تبديل شدن به داستان است. پس از اين راه ايجابي نبايد غافل شد.

در اين نشست مقاله "عرفان پائولوكوئيلو در معنويت كيمياگر" كه توسط خانم حوري بياني نوشته شده و پيش از اين توسط گروه پژوهشگران حلقه ، نقد شده بود مورد نقد و بررسي استاد نيز قرار گرفت.

لازم به ذكر است حلقه علمي حكمت كه ويژه خواهران مي باشد هر هفته عصر پنجشنبه با نقد مقالات فلسفي، كلامي و عرفاني در دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي برگزار مي گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05ساعت 13:44  توسط کسری  | 

آرش حجازی

 

نام و نام خانوادگی : آرش حجازی 
تاریخ تولد : ۲۸ بهمن ۱۳۴۹

............................
او نویسنده، مترجم، و ناشر ایرانی است. وی مدیر انتشارات کاروان است. 
وی  در سال ۱۳۷۵ از دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل شد. موضوع تز دکترای او، " تأثیر قصه گویی در درمان اختلالات اضطرابی کودکان "  بود.

او در سال ۱۳۷۳، رمان " اندوه ماه "  را نوشت که با سرمایه شخصی و در تیراژ کم منتشر شد. 
سه سال بعد، در سال ۱۳۷۶، او انتشارات کاروان را تأسیس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی و خالق کیمیاگر، او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد.



در سال ۱۳۸۰، او سردبیری ماهنامه فرهنگی هنری کامیاب را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد.
 پس از کامیاب ، حجازی ماهنامه جشن كتاب را منتشر کرد که بیست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغییر کرد.

او در سال ۱۳۸۳، ده سال پس از "اندوه ماه"  رمان " شاهدخت سرزمین ابدیت"  را منتشر کرد. شاهدخت سرزمین ابدیت در سال ۱۳۸۴ در فهرست نهایی نامزدهای جایزه "واو" و "منتقدان مطبوعات"  قرار گرفت.

آرش حجازی با همسرش مریم و پسرش کی‌خسرو در تهران زندگی می‌کند. 


............................
آثار 
نوشته‌ها :
رمان شاهدخت سرزمین ابدیت
رمان اندوه ماه 

ترجمه‌ها :
مکتوب (پائولو کوئلیو)
دومین مکتوب (پائولو کوئلیو)
باغ پیامبر و سرگردان (جبران خلیل جبران)
شبح اپرا (گاستون لورو)
بریدا (پائولو کوئلیو)
خاطرات یک مغ (پائولو کوئلیو)
پدران، فرزندان، نوه‌ها (پائولو کوئلیو)
جهالت (داستان)(میلان کوندرا)
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم (پائولو کوئلیو)
شیطان و دوشیزه پریم (پائولو کوئلیو)
کوه پنجم (پائولو کوئلیو)
کیمیاگر (پائولو کوئلیو)
ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد (پائولو کوئلیو)
کتاب راهنمای رزم آور نور (پائولو کوئلیو)
نامه‌های عاشقانه یک پیامبر (پائولو کوئلیو- جبران خلیل جبران)
عطیهٔ برتر (پائولو کوئلیو)
قاموس فرزانگی (پائولو کوئلیو)
زهیر (پائولو کوئلیو)
شیر، جادوگر و گنجه (سی اس لوئیس)
خواهرزادهٔ جادوگر (سی اس لوئیس)
سفر کشتی سپیده‌پیما (سی اس لوئیس)
چون رود جاری باش (پائولو کوئلیو)
ساحرهٔ پورتوبلو (پائولو کوئلیو)
دختر شاه پریان (لرد دانسنی) 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01ساعت 14:36  توسط کسری  |